http:google-site-verification: google44dbf53098ef50a8.html google-site-verification: google44dbf53098ef50a8.html google-site-verification: google44dbf53098ef50a8.html

حافظانه

شرح غزلیات حافظ

حافظانه

شرح غزلیات حافظ

برداشتهای شخصی من از غــزلهای پیامبر عشق و ادب حضــرت حافـظ

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۴ آبان ۰۴، ۱۷:۵۹ - مهسا
    عاالی
  • ۴ مرداد ۰۴، ۲۳:۵۵ - نیک
    درود

درخت دوستی بنشان که کام دل ببارآرد

پنجشنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۹، ۰۲:۴۳ ب.ظ



درخت دوستی بنشان که کام دل ببارآرد

نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد

روشن است که به استنادبیت پایانی،این غزلِ بسیارنغزوزیبا دردوران کهن سالی وپختگی سروده شده است. معجونی ازشراب عشق ومعرفت ورندیست وتک تک بیتها آنقدرعمیق ،پرمایه وحائز اهمیّت هستند که به ضرب المثل تبدیل  شده وحتّی زینت بخش نوشته ها وکلام رجال مهم بین المللی نیزواقع شده اند.....


معنی بیت: درمزرعه ی دل ،درختانی ازجنس دوستی وهمدلی پرورش دهیدتا ازثمراتِ دلپذیر آنها بهره مندوکامیاب گردید. نهال "دشمنی" همانندِ علفهای هرزدرتلاش خواهندبودکه سراز خاک برآورده ومانع ازثمردهی درختان  دوستی شوند، آنهاراازریشه برکنید که اگرقوّت بگیرند شمارا دچاررنج وزحمت بسیارخواهند نمود.
نکته ی بسیارمهمّی که شارحان بدان نپرداخته ودرشرح این بیت موردتوجّه قرارنداده اند این است که دامنه ی معنای "دوستی  ودشمنی" دراین بیت، چنانکه خواهیم دید گسترش یافته وبه حدّ کمال رسیده است.
"دوستی" بسیارمتنوّع وانواع گوناگون دارد مثل دوستی باخدا،دوستی های عاشقانه، دوستی های خانوادگی دوستی های مجازی،تجاری، مالی و.... 
شاعرعزیز وپیام آورعشق ومحبّت، دراین غزل نغز وناب،برآن است تا بذردوستی ومودّت درمزرعه ی دل وجان طرفین دعواها وجنگها نشانده وتوجّه آنها رابه امری نیکو،معنوی وسعادت بخش معطوف سازد.
معنای دوستی دراینجا باتوجّه به لحن کلام، معنای گسترده تری پیداکرده وبه اصطلاح غنی ترشده است. دردوستیِ حافظانه، گستره ی معنا از همدلی، همنوایی وهمراهی دونفره،فراتررفته و  مُدارا کردن، تحمّل واحترام به عقایدِ مخالفین فکری، سیاسی واجتماعی رانیز شامل شده است چراکه دشمنی  وخصومت و جنگ وستیز، بیشتردر محدوده ومیدان تقابلِ آرا وبرخوردِ عقاید وباورهاست که شکل می گیرد‌ودر زندگانی معمولی و روزمرّگی کمتربه چشم می خورد.
حافظ براین باوراست که گفتگوی تمدنها وفرهنگها، درآمیختن ودوستی بهترازجنگ وستیزو خصومت است. پیش شرط ورود به یک دوستی پایدار وسالم، مدارا وتحمّل است، باید ظرفیّت  تحمّل  طرفین، تاآنجا توسعه یابدکه مخالفین خودرابااحترام به عقایدشان بپذیرند وبه جای بریدن سر وزبان مخالفین وبه جای آرزوی مرگ برکسانی که باآنهاهم عقیده نیستند،آرزوی سلامتی، سرخوشی وسعادت داشته باشند واختلافات خودرا نه باستیزوگلاویزشدن، بلکه درعرصه ی گفتگو وهم زیستی مرتفع سازند.
برای رسیدن به چنین شرایط ایده آل، باید طرفین جنگهاوستیزه جویان بپذیرندوباورکنند که خداوندازعشق ودوستی بین انسانها، خشنود می شود نه ازبریده شدن سر وزبان طرفین! شوربختانه تازمانی که این باور (خدا دوستارعشق است نه جنگ) درباطن همه ی آدمیان نهادینه نشود هرگز نهال دشمنی از مزرعه ی دل وجان آدمیان برکنده نخواهدشد ورنج های بیشماری بربشریّت تحمیل خواهدکرد. 
 درمرام رندی وبینش حافظانه ،کینه وخشم ونفرت ازدلهازدوده شده وجای خودرابه مهربانی، همزیستی ودرآمیختن داده است.
همه جاخانه ی عشق است چه مسجدچه کُنشت 
همه کس طالب یارندچه هوشیاروچه مست


چو مهمانِ خراباتی، به عزّت باش با رندان

که دردِ سرکشی جانا گرت مستی خمار آرد

رندان : رهاشدگان، خراباتیان، آنها که برخلاف زاهدان وعابدان، ظاهری لااُبالی وگناهکاردارند لیکن باطنشان نورانی وپاک وزلال است. بی قیدوبند به آداب ورسوم اجتماعی وشرعی، آزاد ازبندِ تعلّقات دنیوی واُخروی وذوب شده درعشقورزی بی قیدوشرط. 
خرابات به دومعنی بکارمی رود اول به معنی ظاهری وسطحی: مکانی درحاشیه وحومه ی شهرها که افراد بی خانمان وقماربازان وباده نوشان درآنجاجمع شده وبه دورازچشم ماموران حکومتی به فسق وفجورپردازند.
دوم به معنی باطنی وعرفانی: مکان معنوی ومعبد روحانی فارغ ازهردین ومذهب، که وارستگان ورهاشدگان ازتعلّقات دینی ودنیوی،عاشقان وجویندگان حقیقت درآنجاجمع شده وباراهنمایی پیری خردمندوفرزانه، اقدام به تخریب وویران ساختن هرآنچه(شامل باورهاواعتقادات، نامها، مقامها وموقعیتهای اجتماعی،فرهنگی، دینی، قومی،نژادی و.....) که درتعیین نوع شخصیت آدمی اثرگذاروشکستنی هستند  می کنند وازهرنوع علایقی که وابستگی ایجادمی نمایدخلاص می گردند وبنای شخصیت خودراپس ازفروریختن دوباره بازسازی ،نوسازی وبهسازی نموده وازنو متولدمی گردند.
حافظ معمولا هردومعنی رامدنظرقرارمی دادتا خوانندگان ومخاطبانش هرکدام به فراخور فهم ودانش وطبع ومذاق خویش برداشتهای متفاوتی داشته باشند وازبرداشت معنی مایوس و دست خالی برنگردند.
مصرع دوّم  دونوع خوانش دارد: اوّل آنکه "سرکشی" رایک واژه به معنای مخالفت و نافرمانی درنظربگیریم وبعدازسرکشی مکث کنیم تامعنای بیت روشن تر پدیدارگردد. دوّم:که دردِ سر کشی رابه معنای) سردردمی گیری) درنظر گرفته ومعنای متفاوتی برداشت کنیم.
برداشت اوّل: وقتی که به خرابات به عنوان میهمان قدم می گذاری با رندان مطابق ِ ادب واحترام  ومتواضعانه رفتارکن اگربی حُرمتی کنی ونافرمان باشی مرض غرور ونافرمانی، مستی ازتو برمی گیرد وتورا به خُماری فرومی برد.
برداشت دوّم: وقتی که به خرابات به عنوان میهمان قدم می گذاری  عرف وآیین خراباتیان رامحترم شمار و بارندان باده نوش با ادب واحترام  وفروتنی رفتارکن وبدان که پایان این سرمستی  دلپذیر، خُماری ناخوشآیندی دارد ویکی ازتبعات خماری سردرد است. بنابراین باید به این نکته بیاندیشی که دوباره به رندان احتیاج پیدا خواهی کرد آنهارابه این سادگی ازدست مده!
ساغرلطیف ودلکش ومی افکنی به خاک
اندیشه ازبلای خماری نمی کنی؟!


شبِ صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما

بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد

گردون: روزگار،چرخ فلک
لیل ونهار: شب وروز
معنی بیت: ارزش وقدرشبی را که با دوستان هم نشین می شوی وهم صحبتی می کنی بدان که اگرنیک بنگری زندگی همین لحظات خوشیست که پشت سرمی گذاری واین نیزبدان که بعداز مرگ ما چرخ روزگارمتوقّف نخواهدشد زندگانی بی حضور ما ادامه پیدا خواهدکرد وچه بسیارشب و روزهایی که پس ازما رقم خواهند خورد.
ایدئولوژیهاوسیستمهای حاکمیتی،بابرنامه ریزیهای دقیق وفریبنده ،مردم رابرای مردن بخاطرپرچم که جزیک تکه پارچه بی ارزش نیست آماده می سازند برای مردن بخاطر مرزهایی که سیاستمداران حقّه باز کشیده اند تشویق می کنند به روشهای سیستماتیک وتبلیغات سنگین،مردم رابخاطرزندگی بهتر پس ازمرگ، به ترک دنیا فرامی خوانند می گویند بخاطر تعصب به نژاد وزبان ودین ومذهب ومعابد وکلیسا ومساجد بمیریدتارستگارشوید! آنهاهرگززندگی کردن، بینش خودن راپیداکردن ولذت بردن راآموزش نمی دهند آنها برای خودشان سرباز وبرده ی مطیع وروان رنجور وفرمانبردار می خواهند..... 
تنهاتعدادمعدودی ازروشن ضمیرانی مثل زرتشت ها،بوداها، وحافظ ها دردوره هاواعصار مختلف هستندکه توصیه می کنند  در این دنیای بی مرزی که هدیه ی خداوندبه مردم هست بدون تعصب به مرزومذهب زندگی کنید وهرلحظه راجشن بگیرید برقصید آوازبخوانید وعشقبازی کنید. زندگی درحقیقت هیچ مقصدوهدفی ندارد باید ازمسیرلذت برد چاره دیگری نیست باید ازسفرلذت بردچراکه اصلا مقصدی وجودندارد. 
زندگی یک سفرمحض ومطلق است سفری  که به هیچ منتهی می شود به جایی که درهیچ کجا وجودندارد.تمام نگرانیهاو دلشوره هایمان مربوط به مقصد وهدف ومرزومذهب است اگربپذیریم که زندگی هیچ هدفی ندارد آسوده خاطرترشده ودلتنگیهایمان محو خواهندشد.
ده روزه مِهرگردون افسانه است وافسون
نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا


عماری دار لیلی راکه مَهد ماه درحکم است

خدارا دردل اندازش که بر مجنون گذار آرد

عماری: کجاوه
عماری دار:کجاوه دار، کنایه ازساربان
مهد: گهواره،کجاوه
لیلی به ماه تشبیه شده دردرون گهواره (کجاوه) نشسته است
که مهدِ ماه درحکم است: یعنی ساربان اختیاراین کجاوه رادردست دارد ومی تواند به هرسو هدایت کند وببرد.
معنی بیت: خدایا دردلِ کجاوه دارِ لیلی که بسان گهواره ی ماه است بیانداز تاازمسیری عبورکند که لیلی ناگزیر به دیداربامجنونِ دل افگارگردد ومایه ی تسلّی خاطراوقرارگیرد وباآویزش دلهای این عاشق ومعشوق، جهان زیباتر ولطیف تروروح انگیزترگردد.
برقی ازمنزل لیلی بدرخشید سحر
وَه که با خرمن مجنون ِ دل افگارچه کرد!


بهارعمرخواه ایدل وگرنه این چمن هر سال

چونسرین صدگل آردباروچون بلبل هزارآرد

بهارعمر: علاوه براشاره به دوران جوانی، کنایه ازعیش وعشرت وشادمانی درونی نیزهست. شادمانی بهار فصلی ودردوره ای مشخّص ومحدود است امّا حافظ به دل خویش سفارش می کند که درطلبِ بهارعمر باشد وتنها به بهارطبیعت اکتفا نکند. حافظ همیشه بهترین ها رامی خواهد. بهارعمر همانا، شادی درونی، بیداری وصادقانه زیستن است اگر هردلی ازدرون شادمان نباشدودر زندگانی چندروزه، آزادانه وآگاهانه بینش فردی خودراپیدانکند هزاربهار سرسبزنیزسپری کند ازطعم گواری حقیقت چیزی نخواهدچشید واوتنها زندگی نباتی راتجربه خواهدنمود. 
"این چمن" کنایه ازروزگار وچرخ گردون است.
"هزار" دراینجا فقط به معنای عدد وقرینه برای" صدگل" آمده  وتاکیدی برکثرت وفراوانیست  گرچه معنای هزاردستان رانیز درپس زمینه ی ذهن تداعی می نماید.
معنی بیت: ای دل جَهدی کن که نشاط وشادمانی درونی وپایدارآرزوکنی، خوشی ها وناخوشی های ناپایدار این چرخ گردن را زیادجدّی مگیر. خواهی نخواهی همه ساله پس ازپائیزوزمستان ، بهارازراه می رسد وصدها گل وهزاران بلبل می پروراند سپس به دست بادخزان،پژمرده می کند و می میراند برای ناپایداری ها اشک حسرت مریز به دنبال بهاری باش که هیچ خزانی نتواندآن رابه یغمابرد. 
مرغ زیرک نزند درچمنش پرده سرای 
هربهاری که به دنباله خزانی دارد. 


خداراچون دل ریشم قراری بست با زلفت

بفرما لعل نوشین راکه زودش باقرارآرد

ریش: مجروح
"لعل نوشین" کنایه ازلب آبدار وسرخ است.
بفرما لعلِ نوشین را: ازلب آبدار ولعلگون خویش بخواه
که زودش: که زود دل مجروح مرا
باقرارآرد: به قراربیاورد، آرام سازد
معنی بیت: ای معشوق، برای رضای خدا، وقتی می بینی دل خونین وزخمی من، بازلفِ دلکش توقراری بسته وشیدای توشده است، توهم ازروی کرامت وبزرگواری،مرحمتی کن ازلبهای سرخ وآبدارت بوسه ای ببخش وآرامش وقراررابه دل زخمی وبی قرارمن بازگردان.
علاج ضعف دل مابه لب حوالت کن
که این مفرّح یاقوت درخزانه ی توست


دراین باغ ازخداخواهددگرپیرانه سر حافظ

نشیند بر لب جویی و سروی در کنار آرد

معنی بیت: حافظ دیگرپیرشده وبهترآن است که ازخدا بخواهد شرایطی رقم بخوردتا دراین دنیای پهناوربرلبِ جویباری بنشیند وسروقامتی ازبالا بلندان رادرآغوش کشیده وبه عیش وعشرت پردازدکه هیچ لذتی بالاتر ازپرداختن به عشقبازی وعشقورزی نیست. 
اگرآن طایرقدسی زدرم بازآید
عمربگذشته به پیرانه سرم بازآید

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۹/۰۹/۲۷
  • ۷۹۱ نمایش
  • رضا ساقی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی