صباتونَکهَت آن زلف مُشک بوداری
سه شنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۹، ۰۴:۴۰ ب.ظ



صباتونَکهَت آن زلف مُشک بوداری
به یادگار بمانی که بوی او داری
غزلیست یکدست عاشقانه که شاعر آن رادروصف فضایل ومحاسن معشوق سروده است. مخاطب غزل معلوم نیست که چه کسی هست چرا که هیچ اسمی درغزل نیامده ونمی توان محبوب ومخاطب حافظ را دراین غزل حدس زد.
بعضی ازحافظ پژوهان، ازجمله استادسعیدنفیسی براین باورندکه مخاطب بسیاری ازغزلهای عاشقانه ی حافظ، خانم جَهانْمَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو، شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمه دوم سده هشتم هجری میزیست. او هم دوره با حافظ و عبید زاکانی بوده ومشاعره هایی بایکدیگر داشته اند. لیکن باتوجه به اینکه هیچ اسمی از وی دردیوان حافظ نیامده بنظر میرسد این برداشت صحت نداشته باشد. تنها دلیل استادنفیسی، مشابهت موضوعات غزل وهم قافیه وهم ردیف بودن تعدادی ازغزلهای دوشاعر می باشد. درصورتی که این دلیل نمی تواند سندی مطمئن بر روابط عاطفی این دوشاعربوده باشد. چراکه درآن روزگاران معمولا درمحفل شعرا یک وزن وقافیه ازسوی پادشاه یا ریش سفیدمحفل مطرح می شد وشاعران برهمان وزن وقافیه غزل می سرودند وباهم مشاعره می نمودندوقدرت نبوغ خویش رابه رخ یکدیگرمی کشیدند. بدیهی است که بااین شیوه، اغلب غزلهای شاعران ازلحاظ، مضمونها وموضاعات وهمچنین کلمات وواژه های انتخابی، تقریبا مشابه هم سروده می شد ودر نتیجه این ظن وگمان رادراذهان بعضی ایجادمی نمودکه این شاعران احتمالا باهمدیگر ارتباطات عاطفی داشته اند که اینچنین دریک ردیف وقافیه غزل سروده اند.
حافظ دوستان زیادی داشته که باآنها ارتباطات عمیق عاطفی برقرارنموده وشعرهای عاشقانه ی خودرا به آنها هدیه میکرده است. حافظ عاشق پیشه بود زبان وبیان او نیز عاشقانه بود وبه همین سبب او به مددنبوغ خاص خود، توانایی این راداشت که حتی ارتباطات معمولی و صمیمانه باهم پیاله های خود رابه سطح عاشقانه ارتقا داده وگفتگوهارا باعبارات عاشقانه _ عارفانه، زیباسازی وبه نوعی غنی سازی کند. حافظ برخلاف اغلب جویندگان حقیقت، ازهمان آغاز، به جای جستجوی خدا، جستجوی عشق راآغازکرد وپیوسته ازعشقی به زیارت عشقی دیگر رفت تااینکه درنهایت به خود عشق رسید.
برگردیم به شرح غزل:
صبا: نسیمی که رابط میان عاشق ومعشوق است. ازکوی معشوق می وزد وعطروبوی اورابه عاشقان می آورد.
نَکهت: بوی خوش
مُشک: مادّه ی سیاهرنگ ومعطّری که ازنافه ی نوعی آهوی ختن گیرند.
زلف مُشکبو: زلفی که بوی مشک دارد.
به یادگار بمانی: پیوسته جاویدان باشی
معنی بیت: ای صبا تو بوی معطّر گیسوان مُشکینِ معشوق راباخود داری ای کاش پیوسته جاویدان وجاری بمانی که عطرو بوی خوش معشوق رامی پراکنی وهمه جارالطف وصفایی دیگرمی بخشی.
ازصباهردم مشام جان ماخوش می شود
آری آری طیب انفاس هواداران خوش است
دلم که گوهر اسرارحُسن و عشق دراوست
توان به دست تو دادن گرش نکو داری
"گوهر" : ۱- دُرّ ومروارید وسنگهای گرانبها، ۲- جوهر واصل هرچیز، بانظرداشت هردومعنی بکارگرفته شده است.
گوهراسرار وعشق: اسرار زیباشناختی وعشقبازی به گوهر تشبیه شده است.
معنی بیت:ای محبوب، دل من جوهر واصل اسرار عشقبازی وزیبایی راباخوددارد اگربتوانی درست نگهداری کنی می توانم دلم رابه تو بسپارم. یا اسرارعشقبازی وحُسن وجمال همچون گوهری ارزشمنداست واین گوهردرخزانه ی دل من جای دارد اگربتوانی درست نگهداری کنی می توانم این خزینه ی گرانبها رابه توبسپارم.
خزینه ی دل حافظ به خطّ وخال مده
که کارهای چنین حدهرسیاهی نیست
درآن شمایل مطبوع هیچ نتوان گفت
جز این قدر که رقیبان تندخو داری
شمایل: اندام، قد وقامت
مطبوع: دلپذیر ودلپسند، مورد قبول طبع
رقیبان: مراقبان،نگاهبانان حرم یار
معنی بیت: زبان ازتوصیف جاذبه ی آن قد وقامت والا قاصراست هیچ خُرده ای ازاندام وقامت موزون تونمی توان گرفت تنها ایرادی که برتووارد است این است که نگاهبانان کج خُلق و تندخو داری.
خدارا ای رقیب امشب زمانی دیده برهم نه
که من بالعل خاموشش نهانی صدسخن دارم
نوای بلبلت ای گل کجا پسند افتد
که گوش وهوش به مرغان هرزه گوداری
"گل" استعاره ازمعشوق وبلبل استعاره ازعاشق است.
"مرغان هرزه گو" کنایه ازچاپلوسان وریاکارانیست که چونان مگسان ِگِردِ شیرینی، دوروبر معشوق راگرفته وبرای رسیدن به مقاصدشخصی پاچه خواری می کنند. صدای ناخوش یاوه سرایان متظاهرفضاراآلوده کرده ومانع ازرسیدن نوای عاشقانه ودلنشین بلبلِ عاشق به گوش گل شده است.
معنی بیت: ای گل(ای محبوب)، بدان سبب که گوش ِدل به صدای ناهنجارچاپلوسانِ فرصت طلب سپرده ای، کجاخواهی توانست نوای خوش ِ بلبل شیدا که ازسرصدق خالصانه می نالدراشنیده و حسّ و حال اورادرک کنی؟
ای گل خوش نسیم من بلبل خویش رامسوز
کزسرصدق می کند شب همه شب دعای تو
به جُرعه ی تو سرم مست گشت نوشت باد
خود از کدام خُم است این که در سبوداری
جُرعه: مقدارکمی نوشیدنی (شراب)
سبو:کوزه یاظرف بزرگ که درآن شراب ریزند. درمیکده ها شراب پس ازآنکه طی فرآیندی درخُم به عمل می آید ومی رسد به سبومنتقل شده واز سبوبه صراحی سپس به پیمانه ها جهت صرف ریخته می شود. دراینجا سخن ازشراب عشق ومحبّت است.
نوشت باد: بر تو گوارا باد.
معنی بیت: ازاندک محبّت ولطفی که ازجانب توشامل حال من شد مست وسرخوش شدم. این یک جُرعه شراب عشق ومحبّتی که نصیب من شد ازکدام خُم است که تو درسبو (وجود خویش) داری؟ گوارای وجودت باد.
روان تشنه ی مارابه جرعه ای دریاب
چومی دهند زلال خِضِر زجام جم اَت
به سرکشیّ خود ای سرو جویبار مناز
که گر بدو رسی از شرم سر فروداری
سرکشی : نافرمانی وطغیان، دراینجا گردن فرازی وسربلندی
معنی بیت: ای سرو جویباربه گردن فرازی وقامت والای خود نازمکن که اگر معشوق مرا ببینی از خجالت سرافکنده خواهی د.
پیش رفتارتوپابرنگرفت ازخجلت
سروسرکش که به نازازقدوقامت برخاست
دَم از مَمالک خوبی چو آفتاب زدن
تو را رسد که غلامان ماه رو داری
ممالک خوبی: حُسن وخوبی به کشورها تشبیه شده است. یعنی اینکه همه ی خوبیهارا توداری. دَم از ممالک خوبی زدن: ادّعای مالکیّت تمام مملکت حّسن و زیبایی را درسرداشتن
معنی بیت: تو که بندگان وخدمتگزاران زیباروی بسیاری داری گویی که همه ی جهان رابسان خورشید فتح کرده ای بنابراین ادّعای تسخیر سرزمینهای حُسن وزیبایی تنها زیبنده وبرازنده ی توست.
صباازعشق من رمزی بگوباآن شه خوبان
که صدجمشید وکیخسروغلام کمترین دارد
قبای حُسن فروشی تو را برازد و بس
که همچو گل همه آیین رنگ و بوداری
قبای حسن: حُسن وزیبایی به قبا تشبیه شده است.
حُسن فروشی : جلوه گری،عشوه گری باناز واِفاده
تورا برازد: شایسته ی توست
معنی بیت: قبای عشوه گری برازنده ی قامت والای توست که همانند گل رنگ وبوی زیبا و دلپذیری داری.
فرخنده بادطلعت خوبت که دراَزل
ببریده اند برقد سروت قبای ناز
ز کُنج صومعه حافظ مجوی گوهر عشق
قدم برون نه اگر میل جست و جو داری
صومعه: خانقاه، عبادتگاه صوفیان
صوفی: صوفیان به پیروان طریقت عرفانی تصوف در اسلام گفته میشود که هدف اصلیشان رسیدن به معرفت و نزدیکی با خداوند از طریق سیروسلوک باطنی، ریاضت، و تزکیه نفس است. این مسیر، مبتنی بر تجربه شخصی و درونی است و نه صرفاً استدلالهای عقلانی و ظاهری.
دردوران حافظ، مساجد وخانقاهها وصومعه ها
تحت پوشش تزکیه وخودسازی، تبدیل به مراکز ریاکاری،شعبده بازی وحقه بازی شده بود وازاین طریق خون مردم راتوشیشه کرده وثروت ومال آنهاراچپاول می کردند.
حافظ پس ازرهایی ازتعلقات دینی ودنیوی درعالم آزادفکری به چنان دگرگونی عظیمی رسیده که دیگرنیازی به رفتن به مسجدوخانقاه وصومعه ندارد نغمه های رباب(نغمه های موسیقی، رقص وسماع، صدای پرندگان، صدای دلنشین جوی آب و....)
آموزه های زنده وروحبخشی رابه اوهدیه کرده اند ضرورتی ندارداوبرای عبادت ورازونیاز به معابدبرود وصدای واعظ ریاکاررابشنود اوهمه جا درحال نیایش وستایش وعشقبازیس وهمه جامعبد اوشده است.
معنی بیت: ای حافظ درعبادتگاههای صوفیان عشق وصفا وجودندارد اگر تمایل به جستجوی عشق وعشقبازی داری از صومعه ومعابد ساخت دست بشر بیرون آی( ای حافظ، این مکانهابه ریا وتظاهرآلوده است وعبادتهای صوفیان معامله ای برای بدست آوردن بهشت است صومعه را رهاکن وبه میان مردم برو وعشقورزی بی قید وشرط را پیشه کن تارستگار گردی)
بیا به میکده وچهره ارغوانی کن
مروبه صومعه کانجا سیاهکارانند
- ۹۹/۰۹/۲۵
- ۲۰۳ نمایش


