نفس بادِصبامُشک فشان خواهدشد
شنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۹، ۰۳:۵۵ ب.ظ



نفس بادِصبامُشک فشان خواهدشد
عالم پیر دگر باره جوان خواهدشد
غزلی نغز وناب، امیدبخش وفرح فزا،که نوید بخش ِ بهاری دل انگیزاست. امید دراین غزل موج می زند وآدمی را وادارمی کند که درمقابل ِ شکوهِ زندگانی،سرتسلیم فرود آورده وبه ندای زندگی پاسخ ِ آری دهد. این غزل هرگزکهنه نمی شود وازخواندن ِآن هیچکس خسته نمی گردد. به لطفِ حضور گلهای رنگارنگی چون ارغوان ،یاسمن ،شقایق ولاله، این غزل ناب آنقدرسرسبزومعطّراست که خود به تنهایی بهاری باطراوت و خیال انگیزمی باشد بااین تفاوت که به دنباله خزانی ندارد وهیچگاه صفاوسبزیِ آن به زردی نمی گراید.
«مُشک» مادّه اى خوشبوست که طَىِّ فرآیندی از نافِ آهو گرفته می شود. نفس ِبادِصبا به میمنتِ رویش ِ گلهای خوشرنگ و بو به زودی مُشکفشان خواهدشد. عطری شامّه نواز که حتّا شمیم ِ آن ازواژه واژه های غزل نیزبه مشام می رسد.
«عالم پیر»: اشاره به دوران دارد که درحال ِ پشت سرگذاشتن زمستان است،حافظ به زیبایی این وضعیّت را به دوران پیری وبهار را به جوانی تشبیه کرده است.
معنی بیت: بزودی بافرارسیدن بهار ورویشِ گلهای رنگارنگ وخوش بو ومعطّرنفس باد صبا مُشک افشان خواهدشد وهمه جارا عطردل انگیزبهاروشادابی فرا خواهدگرفت. روزگارنیزکه ازسپیدی برفی که برسرش نشسته وبه پیری سالخورده شبیه شده است به زودی جوانی آغازکرده وسرشارازنشاط و شادمانی خواهدشد
ساقیا سایه ی ابر است و بهار و لب جوی
من نگویم چه کن ار اهل دلی خودتوبگوی
اَرغوان جام عقیقى به سَمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهدشد
حافظ درتصویرسازی خیالات وترسیم آنها بربوم غزل نظیرندارد، اوباواژه ها وترکیباتِ بدیع همچون نقّاشی ماهر نقاشی می کشد وسپس نقّاشی را چون شاعری بی بدیل به رشته ی نظم درمی آورد. دراین غزل هردوحالت رُخ داده است. تصویری خیال انگیز ازبهاری دل انگیز، گلِ اَرغوان جامى از شرابِ ارغوانی رنگ آماده کرده و به گل یاسَمن پیشکش مىکند. درگوشه ای دیگرگلِ "نرگس" بانگرانی، درانتظارآمدن شقایق است. "نگران" به معنی "نگاهکنان" نیزهست و هردومعنی دراینجا مدِّ نظرشاعربوده است. حافظ دراین بیت ، به گلها وبلبل وپدیده های طبیعت، شخصیّتِ انسانی داده وزندگی ووجودآنهارا برجسته ترنشان داده است.
معنی بیت: وقتی بهارفرارسد گل ارغوان جام شرابی آماده کرده وبه گل یاسَمن تقدیم خواهدکرد وگل ِ نرگس که پیش ازرویش ِشقایق ها ازبین می رود، چشمانش منتظر روییدن شقایق ها خیره خواهدماند.
به بزمگاه چمن رو که خوش تماشایی است
چو لاله کاسه ی نسرین و ارغوان گیرد
این تطاول که کشید از غم هجران بلبل
تا سراپرده ى گل نعره زنان خواهد شد
"تَطاول"گردنکشی،گستاخی، دراینجا منظور همان ظلم وتَعدّیِ زمستان به بلبل، در تاخیر انداختن ِ شکوفایی گلهاست.
معنی بیت:
زمستان با سوز و سرماى خود، باعثِ به تاخیرافتادن ِ شکوفایی گل (معشوقه ی بلبل) شده وبه بلبلِ شیداوشیفته ی گل ، ظلم وستم کرده واو رابادورنگاهداشتن ازگل آزرده خاطرکرده است.
"سراپرده" خلوتگاه وپشتِ پرده، اندرونِ غنچه، بلبلِ طاقت ازکف داده که انتظار زیادی کشیده وبی تاب وبیقرار شکفتن ِ گل است، فریاد زنان از ظلم وتعدّیِ زمستان، سعی خواهدکرد بی صبرانه به درونِ غنچه واردشده وگل راازخلوتسرای خویش بیرون بکشاند.
گل از دست غمت رست و نه بلبل در باغ
همه را نعره زنان جامه دران میداری
گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگیر
مجلس وَعظ دراز است و زمان خواهد شد!
حافظ دراینجابه واقعیّتِ روشنی اشاره دارد! مجلس ِوَعظ درازاست وزمان خواهدشد! مسجدوخانقاه ومعابد همه ساخت دست انسان هستند بهترین معبدبرای عبادت طبیعت؛ ودل آدمیست خدارادرمعابدپیدانخواهیم کرد.
زمان خواهدشد: زمان ازدست خواهدرفت
خرابات: ازواژه های کلیدی دیوان حافظ است. خرابات تاقبل ازحافظ به مکان خرابه ای درحومه ی شهرگفته می شد که قماربازان ومیخواران درآنجا به دو ازچشم مامورین تجمع کرده وبه قمار ومیخواری می پرداختند. اما حافظ به معنای خرابات عمق وژرفا بخشید ودامنه ی آن راتوسعه داد. درفرهنگ حافظانه خرابات درمقابل مسجد قراردارد. درمسجد ریاکاری وتظاهر به تقوا ودینداریست. درمسجد وکلیسا وکنشت وتمام عبادتگاهها کسانی حضوردارندکه معنای حقیقی عبادت رانمی دانند. آنهاقادرنیستند نیایش را وارد لحظه لحظه های خودکرده وکارهای روزمرّه ی خودرابه عبادت تبدیل کنند.
اما درخراباتِ حافظ یکرنگی وصداقت وشفقت ورزیست. درآنجا هرکارجزیی وپیش پاافتاده مثل نظافت کردن وخوردن وخفتن نیز نیایش وعبادت محسوب می شود. ازنظرگاهِ حافظ خراباتیان گرچه ظاهری آلوده وگنهکار دارند لیکن ازصفای باطن برخورداربوده وبدون چشمداشت به پیرامون خویش عشق می ورزند درست برخلاف زاهد وعابد که ازظاهری پاک ومنزّه برخوردارند اما درونشان به ریا وتزویر وتظاهر آلوده است وچون به خلوت می روند آن کاردیگرمی کنند.
خراباتیان همان دم غنیمتیان هستند که «درلحظه وحال» حضور دارند همانهاکه ازلحظه های جاری حال به تمامیت لذت می برند. وقتی کسی درزمان حال قدر لحظه هارامی داند درحقیقت او درحال نیایش وسپاسگزاریست تفاوتی نمی کند که درحال انجام چه کاریست حتی نفس کشیدن هم عبادت ونیایش می شودلزومی ندارد که وقت خودرا درمجلس وعظ و مسجد تلف کند.
حافظ دراین بیت از دستِ صحبت های زیاد ریاکارانه ومجلس ِ کسالت بارِ واعظ والبته ازبی عملیِ او دادسخن سرداده و مى فرماید:
معنی بیت: برمن خُرده مگیرید اگر از مسجد به خرابات مىروم ازمن دلگیر مشوید زیرا که مجلس ِ وعظ آلوده به ریا وتظاهر است مجلس وعظ طولانى وملال آور وکسالت بار است. من اگروقت ِ خودرا درچنین مجلسی تَلَف کنم،زمان براى شادخواری و لذّت بردن اززیبائیهای بهار وعشقورزی به پیرامون خویش از دست خواهد رفت!
عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس
که وعظِ بی عَملان واجب است نشنیدن
اى دل اَر عشرت امروز به فردا فکنى
مایه ى نقدِ بقا را که ضمان خواهد شد؟!
عشرت امروز: دریافتن زمان حال وجشن گرفتن زندگی. تنهاراه زندگی کردن درست، جشن گرفتن وبه عشرت پرداختن ورقص وآوازخوانیست. بامتمرکزشدن به عیش وعشرت امروزهست که ازگذشته وآینده رهاشده وبه لحظه ی زمان حال برمی گردیم. زندگی حقیقی به کسانی تعلق دارد که ازقیدگذشته وبندآینده خلاص شده وامروزراجشن گرفته ومشغول عیش وعشرت هستند. باچسبیدن به گذشته وترسیدن ازآینده، چگونه می توان درضیافت زندگی به عیش وعشرت پرداخت؟ آنانکه ازامروز غافل شده ودرگذشته وآینده سیر می کنند درگورهای خودبسرمی برند واجازه نمی دهند که زندگی دروجودآنان جریان یابد.
ضمان: تضمین کننده ،ضامن
معنی بیت:
درادامه ی بیتِ قبلی میفرماید:
اى دل اگرفرصتِ شادیخواری وشادمانی(بهار) راازدست داده وعیش وعشرت وشادبودن را ازامروز به فردا بیندازى، چه کسى تضمین خواهد کرد که تا فردا زنده خواهی ماند؟!
عشرت کنیم وگرنه به حسرت کشندمان
روزی که رخت ازاین جهان به جهان دگرکشیم
ماهِ شعبان مَنه ازدست قَدح کاین خورشید
از نظر تا شب عیدِ رمضان خواهد شد
قدح: جام وکاسه ی شرابی که دوکس راسیرگرداند.
معنی بیت: وقت رادریاب ماه شعبان است وعیش ونوش هنوزآزاداست قدح شادمانی وپیاله ی شادخواری راازدست مده و این فرصت راغنیمت دان که پس از ماهِ شعبان ماهِ رمضان فراخواهدرسید و به باده نوشان سخت خواهند گرفت و آفتابِ قدح ِ شراب، یک ماه از برابر چشمانمان دور خواهد شد. گرچه حافظ درماه رمضان نیزبه بهانه های مختلف قدح ازدست نداده وعیش ونوش خودراترک نکرده است.
زان باده که درمیکده ی عشق فروشند
مارادوسه ساغربده و گورمضان باش
گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت
که به باغ آمد ازاین راه و ازآن خواهد شد
غنیمت شمردن: قدردانستن، مواظبت کردن
معنی بیت:
فلسفه ی وجودی "گل" برای لذّت بردن اززیبائیها،شادبودن وپرداختن به عیش ونوش است. بنابراین گل باارزش وعزیزاست هم نشینی و هم صحبتی با گل را غنیمتی بدانیم چرا که گل درنگ نخواهدکرد ومنتظرکسی نخواهدماند. گل ناگشوده نقاب ازرُخ،آهنگِ رحلت سازخواهد کردو باهمان سرعتی که از یک در می آید باهمان سرعت ازدردیگرخارج شده وازنظرها ناپدیدمی گردد.
به رویش خیال انگیز گلها نگاه کن ببین چگونه رقصان وشادان درحال شکوفندگی هستند بی تفاوت وخنثی مباش بارویش ورقص آنها همراه وهم آوازشو بجای معترض بودن، منعطف وروان وپذیرا باش به میهمانی گلها برو ودرضیافت آنهامشارکت کن تاجریان رقص گلها دروجودتونیزجریان پیداکند وپاهای تورابه رقص وادارد. دوران شادمانی رادریابید که خیلی زود دیرمی شود!
به دورگل منشین بی شراب وشاهد وچنگ
که همچو روزبقا هفته ای بود معدود
مطربا مجلس اُنس است غزل خوان و سرود
چند گویى که چنین رفت و چنان خواهد شد؟!
مجلس اُنس: محفل خصوصی دوستان همدل وصمیمی
معنی بیت:
اى مطرب،مجلس مجلسِ اُنس واُلفت ودوستیست. صحبت های متفرّقه راکوتاه کن،غزل هاوسرودهای عاشقانه وآبدار بخوان و صحبتهاى دیگر را رها کن. تاکی می خواهی ازگذشته وآینده تعریف کنی به حال واکنون توجّه کن که دوستانِ همدل وهمراه گِردِ هم آمده اند تابه عیش وعشرت بپردازند.
مجلس اُنس وبهاروبحثِ شعراَندرمیان
نستدن جام می ازجانان گرانجانی بُوَد
حافظ از بهرتو آمد سوى اقلیم وجود
قدمى نِه به وداعش که روان خواهد شد
اقلیم: سرزمین
معنی بیت:
حافظ تنهادلیل آمدنش به این دنیا را ،دیدن معشوق و عاشق شدن می داندورندانه از معشوق مىخواهد حال که درزمان زندگی، لطف ومرحمتش را ازاومضایقه ودریغ کرده، حداقل اکنون که در حال رحلت ورخت بربستن از این دنیاست، بر سر بالین او بیاید و مرحمتى کند!
می خواستم که میرم اَش اَندرقدم چوشمع
اوخود گذربه ماچونسیم سحرنکرد.
- ۹۹/۰۹/۲۲
- ۴۸۷ نمایش