


آن غالیه خط گرسوی مانامه نوشتی
گردون ورقِ هستی ما در ننوشتی
غالیه: بوی خوش مرکّبی که به مُشک و عَنبر و باله آغشته شده باشد مرکّبی معطّر به رنگ سیاه
"خط" ایهام دارد: ۱- دست خط ۲- موهای لطیفی که گِرداگِردِ صورت وپشت لبها درهنگام بلوغ می روید وسببِ جذابیّت وزیبایی می گردد(البته درچشم عاشق که همه چیزمعشوق خودرا زیبامی بیند)
نامه نوشتی: نامه می نوشت
گردون: روزگار، چرخ فلک
ورقِ هستی: وجود به ورقه ای تشبیه شده است.
دَرننوشتی: درهم نمی پیچید
معنی بیت: اگرآن محبوبِ غالیه خط بانظرداشتِ هردومعنی خط (خوش خط وخوش عطروبو) خطاب به مانامه ای می نوشت واحوالات عاشق خودراجویامی شد اوضاع ما اینچنین نمی شد و روزگارنمی توانست ورقه ی وجودما رادرهم بپیچد وگِره درکارما اندازد.
صدنامه فرستادم وآن شاه سواران
پیکی ندوانید وسلامی نفرستاد
- ۰ نظر
- ۰۲ دی ۹۹ ، ۱۳:۳۸
- ۶۱۳ نمایش


